بیابان طلب

در بیابان طلب گرچه ز هر سو خطری‌ست/ می‌رود حافظ بی‌دل به تولای تو خوش...

۱۶۷ مطلب در تیر ۱۳۹۷ ثبت شده است

هیچ کس نمی داند...

می گه می دونی  کلاپیسه یعنی چی؟ سر تکان می دم که ها. همون تغییر حالت چشم؟. سیگارش را در می آورد. فندک در می آورم. تشکر می کند که کبریت. پکی می زند که خوبی؟ فرقی نمی کند باشم یا نه. جواب همیشه اره هست. به کاکتوس ها دست می کشه. میگه خرابشون کردی پسر. زیاد آب دادی بهشون. نور زیاد باید بخورن ولی آب کم. شکل دوست داشتن هر چیزی متفاوته حتی گل ها. سیگار را مچاله می کند که باید بروم. هر سال همین روزها میاید و می پرسد و می رود. فقط نمی دانم سال بعد هم بدانم کلاپیسه یعنی چه یا نه. اصلا نمی دانم سال بعد این روزها زنده ام یا نه...

۲۳ تیر ۹۷ ، ۰۵:۵۹ ۰ نظر
آ و ب

چون از مه کم تر نبود...

زن بوی باران می داد. بوی شمعدانی های پژمرده. و بله. بوی مه. چون آغوشش کم از مه نداشت ...

۲۳ تیر ۹۷ ، ۰۵:۵۳ ۰ نظر
آ و ب

ناتمام های رها شده در دستان شب...

...herkes gider ve hic bir sey bitmez

۲۳ تیر ۹۷ ، ۰۵:۴۸ ۰ نظر
آ و ب

تنم فاصله نمی داند، دور نمی شناسد...

واسم نقشِ خورشیدِ تیر رو بازی نکن در حالی که من ازت انتظار خنکای اردیبهشت رو دارم...

۲۳ تیر ۹۷ ، ۰۵:۴۶ ۰ نظر
آ و ب

از بلندا، سقوط و لمس...

موسمِ هراسِ سیب هایِ سبز...

۲۳ تیر ۹۷ ، ۰۵:۴۴ ۰ نظر
آ و ب

می دانم و می آیم سمتت...

شده ای شبیه سیگارهای ناشتای اول صبح؛ همیشه تلخ اما هم چنان اغواگر...

۲۳ تیر ۹۷ ، ۰۵:۴۲ ۰ نظر
آ و ب

تو چرا گریه نمی کردی؟...

بتِ بزرگ ابراهیم، بتِ بزرگ... بتِ بزرگ چرا گریه می کرد؟...

۲۳ تیر ۹۷ ، ۰۵:۴۱ ۰ نظر
آ و ب

باید باهات خداحافظی کنم کلمنتاین...

بویِ تنِ تو را می دادند؛ تمامِ آغوش ها، تمامِ آغوش ها، تمامِ آغوش هایِ بعد از تو...
۲۳ تیر ۹۷ ، ۰۵:۴۱ ۰ نظر
آ و ب

دو دنیا هیچ...

تو خیر و شرت به هم آمیخته س، مثل شراب...

۲۳ تیر ۹۷ ، ۰۵:۳۶ ۰ نظر
آ و ب

به نسیان دچار بیا...

اصلا خاک بر سر سیزیفی که جای افتادن سنگش را حفظ شده باشد...

۲۳ تیر ۹۷ ، ۰۵:۳۴ ۰ نظر
آ و ب