بیابان طلب

در بیابان طلب گرچه ز هر سو خطری‌ست/ می‌رود حافظ بی‌دل به تولای تو خوش...

یگانه. زلال. درخشان...

تو اما بهترین فلاکتی هستی که من به آن دچارم...

۲۶ بهمن ۹۷ ، ۰۲:۴۶ ۰ نظر
آ و ب

چه وسعتی داشت...

صدف بودی تو. به گوشم می چسباندم و صدای دریا را می شنیدم...

۲۶ بهمن ۹۷ ، ۰۲:۴۳ ۰ نظر
آ و ب

بشر نیستی. بشر نیست...

زخمم می زنند. مستم می کنند. به گریه ام می اندازند. به رویایم می برند. دیوانگی ام می بخشند. کلمات تو. صدای او...

۲۶ بهمن ۹۷ ، ۰۲:۴۰ ۰ نظر
آ و ب

از آغوشیدن و نگاهیدن و بوسیدن...

از فراموشیدن چیزی که هرگز نزیسته ای. از خاموشیدن چراغی که هرگز روشن نکرده ای...

۲۶ بهمن ۹۷ ، ۰۲:۳۹ ۰ نظر
آ و ب

زیبا. ساکت. ناپیدا...

چه فرقی می کنه خدا باشه یا کسی که دوستش داری. حتا اگه باهات حرف نزنه بازم تو می تونی ساعت ها بشینی و باهاش حرف بزنی...

۲۶ بهمن ۹۷ ، ۰۲:۳۷ ۰ نظر
آ و ب

دنیا جای دیدن ها و ندیده شدن هاست...

می دانم که چند روز از آخرین باری که تو را دیده ام می گذرد ولی نمی دانم تو کی مرا آخرین بار دیده ای...

۲۶ بهمن ۹۷ ، ۰۲:۳۶ ۰ نظر
آ و ب

یادم بنداز اینا رو یه روز...

یه صبح واسم نامه بنویس. یه عصر باهام برقص. یه شب از خواب بیدارم کن...

۲۶ بهمن ۹۷ ، ۰۲:۳۵ ۰ نظر
آ و ب

باران بوسه هایش را برای...

پیامبران نگاهش را برای بیداری سرنوشتم نمی فرستد نمی فرستند نمی فرستد...

۲۶ بهمن ۹۷ ، ۰۲:۳۳ ۰ نظر
آ و ب

نمی بخشمش...

مقدر نبود که مقدر باشیم...

۲۶ بهمن ۹۷ ، ۰۲:۳۲ ۰ نظر
آ و ب

دلم میخواد تموم شه دیگه...

آخه من کافه باز نبودم هیچ وقت. عینک بدون فریم و سبیل نیچه ای و حرفای بزرگ تر از دهنم و ادا و اطوار الکی رو دوست نداشتم. من تهش توو ساحل هات چاکلت خورده باشم، تو ریزوتو قهوه ترک. ولی خب از اون جاها بود که خیلی دوست داشتم یه بارم که شده با تو برم...

۲۶ بهمن ۹۷ ، ۰۲:۳۱ ۰ نظر
آ و ب